محمد مؤمن بن محمد زمان الطبيب التنكابني ( حكيم مؤمن )
83
تحفة المؤمنين ( تحفه حكيم مؤمن ) ( فارسى )
دستور آب غاليس كه در طبرستان پلهيم نامند و آب قثاء الحمار جهت تنقيهء جميع معادن به غايت مؤثر است و مبيض آن است . و طرطير را چون با ملح القلى و شبّ يمانى سائيده در سركه حل نمايند و زهرهء مذاب و صفايح تافته او را در آن اندازند ، در ازالهء سرخى آن مجرب دانستهاند و چون نحاس مذاب را تطعيم به فلفل كنند سفيد گردد . و چون طرطير را با شوره سفيد كنند در رفع سرخى مس و اصلاح نقره بىعديل است و آب خرنوب نبطى با آب مورد ، منقّى جميع اجساد و ثابت كننده صاعد است . شمس : چون از عقاب جزئى و از ملح ده جزء و فرش لحاف صفايح بسيار رقيق آن نموده ، صفايح را بر روى هم چيده ، به خلاص برند ، در مرتبهء اوّل نقصان در وزن شمس به هم مىرسد و چون هفت بار و زياده بر آن تكرار عمل نمايند يكى بر ده از قمر رود و هر چند تكرار كنند تا پنجاه شصت دفعه ، در هر مرتبه افزايد تا به مرتبهء عظيم رسد و از شمس مكلس نيز همين اثر آيد . و چون سرب را به آتش بسوزانند كه سرنج شود و آن را تسقيه به آب زاج و نطرون كنند و بر صفايح شمس طلا كرده ، مكرر بتابند ، باعث تكليس او شود و مجربّين تصريح نمودهاند كه يك جزء برادهء شمس را چون با سه جزء مقطَّر شود و سه بار تقطير كنند ، مكلس گردد و بهترين آنچه او رابه مرتبهء رفع رسانده ، تسقيه و تشويه برادهء اوست بازاج و شوره از هر يك دو جزء و شب و ملح از هر يك جزئى كه به آب مورد و دفلى بالسوية سحق و تقطير كرده باشند و تكرارِ تشويه و تسقيه و در مس يك شبانه روز در آتش شرط است و نخالهء گندم ، بالخاصية حفظ رنگ او مىكند و مكان نمناك ، مفسد رنگ اوست . مريخ : چون بر صفايح رقيق يا برادهء او رهج الفار يا علم يا مرّقشيشا پاشيده بگذارند يا برادهء او را با ملح القلى يا با زرنيخ يا رهج بسايند ، قريب الذوب مانند رصاص گردد . چون مكرّر گداخته ، در حين گداز هليلهء زرد و زبد البحر و پوست انار اضافه نمايند در روغن بيد انجير با آب بقلة الحمقاء [ اطفا ] نمايند ، به غايت زود گداز و نرم گردد و [ به دستور ] چون با مس بگدازند و شوره بر گداختهء آن زنند تا مس از آن رفع شود و در نرمى قريب به مشترى شود و [ گويند ] مرّيخ را باطن ، قمر و ظاهر ، شمس است و صبغ آن را از شمس قوىتر دانستهاند و چون زعفران او با آبهاى تند حل شود و عقد كنند اوّل را